[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
بایگانی مقالات زیر چاپ::
فهرست داوران همکار::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
ISSN
شاپای آنلاین: ISSN 2676-7309
شاپای چاپی: ISSN 2383-1367
..




 
..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
5 نتیجه برای درویش زاده

رضا درویش زاده، هادی علیپور، احمد صرافی،
دوره 4، شماره 2 - ( 12-1396 )
چکیده

بیماری ساقه سیاه یکی از بیماری‌های مهم قارچی آفتابگردان است. اطلاع از نحوه توارث و کنترل ژنتیکی صفت اهمیت ویژه‌ای در انتخاب روش مناسب به‌نژادی برای مقاومت به این بیماری دارد. در این تحقیق دو ژنوتیپ ENSAT-B5 و AS613 آفتابگردان به همراه ژنوتیپ جهش یافته M5-54-1 که دارای واکنش متفاوت به جدایه­های MP8 و MP10 (قارچ عامل بیماری ساقه سیاه) بودند، انتخاب و نسل‌های F1، F2، BC1 و BC2 از طریق تلاقی‌های ENSAT-B5×AS613 و ENSAT-B5×M5-54-1 ایجاد شدند. نسل‌های حاصل از تلاقی و والدین برای هر مجموعه در قالب طرح پایه کاملاً تصادفی با 3 تکرار در شرایط کنترل شده کشت و آلودگی با جدایه‌های MP8 و MP10 قارچ عامل بیماری انجام شد. به غیر از ترکیب تلاقی [(♀) M5-54-1 × ENSAT-B5 (♂)-MP10]، در دو ترکیب تلاقی [(♀) AS613 × ENSAT-B5 (♂)-MP8] و [(♀) AS613 × ENSAT-B5 (♂)-MP10] معنی‌دار شدن آزمون نیکویی برازش برای مدل سه پارامتری افزایشی- غالبیت حاکی از وجود اثرات متقابل غیرآللی در توارث صفت مقاومت به ساقه سیاه بود. در مدل‌های برازش یافته برای ترکیب های تلاقی مختلف، اثر غالبیت [d] و اثرات متقابل غالبیت × غالبیت [dd] بالا و معنی‌دار بودند که نشان‌دهنده اهمیت بیشتر اثرات غیرافزایشی است. بنابراین انتخاب در نسل‌های اولیه برای این صفت موفقیت آمیز نخواهد بود و بر این اساس تولید ارقام هیبرید برای افزایش مقاومت به بیماری ساقه سیاه توصیه می‌شود.
خدیجه موسی خلیفانی، رضا درویش زاده، مسعود ابرین بنا، آرام نوری،
دوره 5، شماره 2 - ( 12-1397 )
چکیده

آفتابگردان ‌(.Helianthus annuus L) ‌یک ‌محصول ‌مهم ‌زراعی ‌می‌‌باشد ‌که ‌روغن ‌آن ‌ارزش ‌غذایی ‌و ‌اقتصادی ‌بالایی ‌دارد. ‌پوسیدگی ‌پایه‌‌ی ‌ساقه ‌که ‌توسط ‌قارچ‌‌های ‌Sclerotinia sclerotiorum ‌و ‌S. minor ‌ایجاد ‌می‌‌شود، ‌یکی ‌از ‌بیماری‌‌های ‌مهم ‌و ‌مخرّب ‌آفتابگردان ‌است. ‌استفاده ‌از ‌ارقام ‌مقاوم ‌به ‌عنوان ‌مهمترین ‌و ‌موثرترین ‌روش ‌برای ‌کنترل ‌بیماری ‌در ‌نظر ‌گرفته ‌می‌‌شود. ‌در ‌پژوهش ‌حاضر، ‌ارتباط ‌و ‌پیوستگی ‌بین ‌30 ‌جفت ‌نشانگر ‌ریزماهواره ‌با ‌مقاومت ‌به ‌سه ‌جدایه ‌S. sclerotiorumو ‌سه ‌جدایه ‌S. minorدر ‌100 ‌لاین ‌آفتابگردان ‌با ‌استفاده ‌از ‌نرم‌‌افزارهای ‌Structure ‌و ‌Tassel ‌مورد ‌ارزیابی ‌قرار ‌گرفت. ‌بر ‌اساس ‌30 ‌جفت ‌نشانگر ‌ریزماهواره ‌مورد ‌استفاده ‌در ‌این ‌مطالعه، ‌ساختار ‌ژنتیکی ‌جمعیت ‌به ‌دو ‌زیر ‌جمعیت ‌(2=K) ‌تقسیم ‌گردید ‌که ‌نتایج ‌حاصل ‌از ‌رسم ‌بارپلات ‌نیز ‌مؤید ‌آن ‌بود. ‌در ‌تجزیه ‌ارتباط ‌با ‌استفاده ‌از ‌نرم‌‌افزار TASSEL ‌از ‌طریق ‌دو ‌روش GLM ‌و ‌MLM ‌، ‌به ‌ترتیب ‌14 ‌و ‌12 ‌نشانگر ‌SSRشناسایی ‌شد ‌که ‌ارتباط ‌معنی‌‌داری ‌با ‌نواحی ‌ژنومی ‌کنترل ‌کننده ‌مقاومت ‌به ‌بیماری ‌داشتند ‌و ‌تغییرات ‌قابل ‌توجهی ‌از ‌صفت ‌را ‌توجیه ‌نمودند. ‌شناسایی ‌نشانگرهای ‌مشترک ‌مانند ‌نشانگر ‌ORS617برای ‌جدایه‌‌های ‌M1 ‌از ‌گونه ‌S.minorو ‌J1 ‌از ‌گونهS.sclerotiorum ‌می‌‌تواند ‌ناشی ‌از ‌اثرات ‌پلیوتروپی ‌یا ‌پیوستگی ‌نواحی ‌ژنومی ‌دخیل ‌در ‌کنترل ‌مقاومت ‌به ‌این ‌جدایه‌‌ها ‌باشد. ‌به ‌دلیل ‌اینکه ‌این ‌نشانگرها ‌گزینش ‌همزمان ‌مقاومت ‌به ‌چندین ‌جدایه ‌قارچی ‌را ‌امکان‌‌پذیر ‌می‌‌سازد، ‌در ‌برنامه‌‌های ‌به‌‌نژادی ‌آفتابگردان ‌جهت ‌انتخاب ‌به ‌کمک ‌نشانگر ‌(MAS) ‌و ‌تولید ‌ارقام ‌مقاوم ‌به ‌بیماری ‌اهمیت ‌اساسی ‌دارد. 


سمیه داداشی، رضا درویش زاده، مجتبی نورآئین، حمید حاتمی ملکی،
دوره 6، شماره 1 - ( 6-1398 )
چکیده

به‌منظور تجزیه و تحلیل گرافیکی و برآورد پارامترهای ژنتیکی مربوط به عملکرد و اجزای آن، از تلاقی­های دای­آلل یک‌طرفه شش رقم توتون استفاده شد. در این بررسی نتاج F2 به همراه والدها در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار مورد ارزیابی قرار گرفتند.نتایج تجزیه واریانس حاکی از وجود تفاوت معنی­دار بین ژنوتیپ­ها برای صفات ارتفاع بوته، تعداد برگ، وزن خشک برگ و وزن‌ تر برگ بود. برای تجزیه­ی داده­ها از روش گرافیکی هیمن استفاده گردید. تجزیه دای­آلل نشان دهنده­ی وجود عمل افزایشی و غالبیت در وراثت همه صفات مورد مطالعه بود. البته در صفات ارتفاع بوته، تعداد برگ، طول و عرض برگ، قطر ساقه، فاصله میانگره و وزن خشک برگ میزان اثرات افزایشی بیش از اثرات غالبیت و در صفت وزن تر برگ میزان اثر غالبیت بیش از اثر افزایشی بود. دخالت عمل افزایشی ژن در وراثت وزن خشک برگ (عملکرد) نشان دهنده­ی تأثیر انتخاب برای اصلاح این صفت بود. با توجه به اینکه وزن تر برگ توسط عمل غالبیت کنترل شد، بنابراین روش­های مبتنی بر دورگ­گیری برای اصلاح این صفت مؤثر هستند. همچنین عمل افزایشی و غالبیت ژن در وراثت صفات عملکرد، ارتفاع بوته و تعداد برگ دخالت داشتند. با توجه به برآوردهای میانگین درجه غالبیت و نتایج تجزیه و تحلیل گرافیکی، عمل ژن برای وزن تر برگ از نوع فوق‌غالبیت بود، بنابراین برای افزایش و بهبود این صفت می­توان از پدیده­ی هتروزیس بهره برد. برای ارتفاع بوته، تعداد برگ و عملکرد، عمل ژن از نوع غالبیت نسبی بود.

مریم طهماسب عالی، رضا درویش زاده، امیر فیاض مقدم،
دوره 7، شماره 1 - ( 6-1399 )
چکیده

در یک برنامه اصلاحی اطلاع از نحوه عمل ژن‌ها مهم می‌باشد چرا که اطلاعات در این زمینه به محقق در طراحی برنامه‌های تلاقی و انتخاب مؤثر کمک می‌نماید. در این پژوهش، ارزش اصلاحی صفات مختلف زراعی در توتون‌های شرقی تحت تنش گل‌جالیز با استفاده از بهترین پیش‌بینی نااُریب خطی (BLUP) برآورد شد. برای این منظور 89 ژنوتیپ توتون شرقی بر پایه طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در دو محیط بدون علف‌هرز گل‌جالیز (نرمال) و تنش گل‌جالیز طی دو سال زراعی مورد بررسی قرار گرفتند. تنش گل‌جالیز از طریق اختلاط 06/0 گرم بذر گل‌جالیز با خاک گلدان اعمال شد. ژنوتیپ C.H.T.209.12e × F.K.40-1 عملکرد بالایی در هر دو شرایط نرمال و تنش گل‌جالیز داشت و از نظر شاخص تحمل و پایداری عملکرد نیز جزو ژنوتیپ‌های مطلوب بود. ژنوتیپ‌ Rustica برترین ژنوتیپ از نظر ارزش اصلاحی اکثر صفات مورد مطالعه در هر دو شرایط نرمال و تنش گل‌جالیز بود. در تجزیه خوشه‌ای بر اساس ارزش اصلاحی صفات، ژنوتیپ‌های توتون در هریک از شرایط نرمال و تنش گل‌جالیز به ترتیب در 6 و 5 گروه تقسیم شدند؛ به طوری که توزیع ژنوتیپ‌ها در گروه‌ها بسته به شرایط متفاوت بود. بالاترین وراثت‌پذیری در شرایط نرمال در وزن تر ریشه و در شرایط تنش گل‌جالیز در صفت وزن تر برگ مشاهده شد. نتایج بررسی نشان داد ژنوتیپی که عملکرد اقتصادی خوبی دارد ممکن است ارزش اصلاحی آن کم باشد. بنابراین در نظر گرفتن اطلاعات ارزش اصلاحی در کنار میانگین فنوتیپی صفات می‌تواند کارایی برنامه‌های اصلاحی را افزایش دهد.

مریم رسول زاده اقدم، رضا درویش زاده، ابراهیم سپهر، هادی علی پور،
دوره 8، شماره 1 - ( 5-1400 )
چکیده

کمبود عناصر غذایی از تنش‌های غیرزیستی مهمی است که بر رشد و نمو گیاهان تأثیر می‌گذارد. در این پژوهش، 76 لاین خالص آفتابگردان روغنی جمع‌آوری شده از نقاط مختلف جهان در دو شرایط بهینه و کمبود فسفر قابل جذب به‌صورت مرکب بر پایه طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در شرایط گلدانی به‌لحاظ برخی صفات فیزیولوژیک مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد کمبود فسفر باعث کاهش میانگین تمام صفات مورد مطالعه آفتابگردان به‌غیر از صفت دمای کانوپی می‌شود. لاین‌های آفتابگردان روغنی در شرایط بهینه و کمبود فسفر به‌ترتیب در پنج و چهار خوشه گروه‌بندی شدند. لاین‌های 19، 21، 27، 44 و 71 که در شرایط بهینه فسفر در خوشه مطلوب قرار گرفته بودند، در شرایط کمبود فسفر نیز در خوشه مطلوب با عملکرد و اجزای عملکرد بالا گروه‌بندی شدند. براساس شاخص تحمل چندمتغیره MFVD برای هر یک از لاین‌ها با استفاده از ماتریس‌های نسبت و حاصل‌ضرب میانگین صفات مورد مطالعه در شرایط بهینه و کمبود فسفر و تجزیه به مؤلفه‌های اصلی روی ماتریس‌های حاصل محاسبه شد. براساس نتایج بای‌پلات حاصل، لاین‌های 71، 74، 65، 21، 39، 7، 18 و 11 به‌عنوان لاین‌های مطلوب و متحمل به کمبود فسفر شناسایی شدند.


صفحه 1 از 1     

پژوهش های ژنتیک گیاهی Plant Genetic Researches
Persian site map - English site map - Created in 0.17 seconds with 33 queries by YEKTAWEB 4419